مهدویت
امامت
اخلاقی و تربیت
توحید و عدل
کودک و نوجوان
داستان و رمان
تاریخی
سبک زندگی
رادنگار
قم
۱۳۹۰
فارسی،عربی
کتاب چاپی
۱
۳۲۰
۹۷۸-۹۶۴-۹۶۵۹۸-۰-۰
BP ۲۲۳ / ۵۴ / م۸۲ پ۹
۲۹۷.۴۵۲
م۸۴-۴۰۸۶۴
خلاصه کتاب
آن چه در این نوشتار بررسی و به نقد کشیده شده است، نظریّه ایست که تحت عنوان «پندارهی رضایت» مطرح می گردد. طرفداران این نظریّه برآنند: هر چند امیرمؤمنان «علیه السلام» پس از رحلت رسول اکرم «صلّی الله علیه و آله» شایستگی تصدّی حکومت را دارا بود و گرچه آن حضرت، حقّ احراز این مقام را برای خود ثابت می دید (چه به دلیل نصّ الهی و چه به خاطر افضلیّت) اما آن هنگام که از اقبال مردم مأیوس گشت، به حکومت دیگران راضی شد و از حقّ خود صرف نظر کرد و از آن جا که زمام داری آنان را در راستای اجرای احکام خدا میدید، به همکاری و مشارکت در امر حکومت پرداخت. هدف اصلی ما در بررسی این نظریّه، بیان نارضایتی امیرمؤمنان «علیه السلام» از حاکمان وقت و ارائه دلیل سکوت آن حضرت در مقابل آنان، از زبان خود آن حضرت است. تا نشان دهیم: طبق مدارک شیعه، نه تنها رضایتی از جانب امیرمؤمنان «علیه السلام» نسبت به مخالفانش وجود ندارد، بلکه رفتار و گفتار آن حضرت، سراسر اعلام نارضایتی و مظلومیت خود است.